بازگشت به سايت

بازگشت به وبلاگ


معرفي خودم

دوستانم  صميميم با لهجه ترکی به من ميگن مش حسين دندانپزشکم و ساکن بندر عباس .... در دامنه های سر سبز و مغرور سبلان در شهرستان اردبيل متولد شده ام .... ادامه


سالها قبل وبلاگی داشتم به نام سلام هموطن که برای دل خودم مینوشتم و مدتی هم نوشتم ولی.... بعد از راه اندازی سایت دندانپزشکی به زبان ساده دیگر ادامه ندادم .جهت آشنائی بیشتر شما تعدادی از مقالات این وبلاگ را در ذیل آورده ام :

این مقالات در زمینه دندانپزشکی است:

این مقالات را هم سری بزنید بد نیست:

 

 

1/11/82                                           جلوه هاي زندگي

                                                                                                                             

           يك لحظه چشماتونو ببنديد و فکر کنيد که اومديد بندر ...... فردای استراحت تا بپرسيم که خوب کجا    بريم  ...؟     خانمها اول از همه ميگن بريم قشم .... چرا ؟ چون از نظر خانمها قشم يعنی بازار !...... و مسافرت هم يعنی خريد .... اصلا خانمها لذيذ ترين کار براشون خريد است و خريد.... فکر ميکنم که يک کيسه پول هم دست خانمها باشه باز کمه! .... البته تورو به خدا از فردا اين فيمينيستها رو م نريزند که چرا به مقام شامخ خانمها توهين شد؟ ..... حالا خودمونيم ديگه کس غريبه نيست .... واقعيتو نميگم....؟! از آقايونم بپرسيم ميگنند ما رو ببر گردش ؟ جاهای ديدنی ....؟ طبيعت زيبای بندر...و از اين حرفا.... چرا ؟ چون بی خرجه ديگه .... مفت باشه کوفت باشه .... شما فکر ميکنید آقايون طبيعتو دوست دارن ....؟ نه بابا .... فقط ميخوان از شر بازار رفتن خلاص شن ....خوب اگه از من بپرسيد که کجا بريم ... من ميگم بريم بازار ماهی فروشان .... چرا ... اول اينکه ناهار براتون ماهی سرخ کرده بدم .... دوم اينکه من شکممو از همه بيشتر دوست دارم...؟ مامانم گفته شرمنده هرکس و هر چی شدی عيب نداره شرمنده شکمت نشو ....؟!

البته اينا رو برای کسائی گفتم که خانوادگی ميان .... شما ها که مجرديد چی ...؟ شما رو هم به يک شرط دعوت ميکنم بندر .... اينکه دور هم جمع بشيدو گروهی تشريف بياوريد .... اون هم گروهی که وبلاگی باشه ..... يعنی عمه و دائی و فکو فاميل .. قبول نيست .... بايد وبلاگ نويس های مجرد دور هم جمع بشن يک وبلاگ گروهی راه بيندازن ...... بعد اعضاشون بيشتر از ۵ تا شد و ششماه سابقه کار گروهی وبلاگی داشتند .... اون وقت به من ايميل بزنن و بيان بندر .... چقدر شرايطو برا مجرد ا سخت کردم ..... بيچاره ها همه براشون سخت ميگيرن ...؟ حتی من ...! چيکار کنم تقصير خودشونه که مجرد موندند .... چه جرم بزرگی .... ؟! بگذريم و بريم سراغ شکم ... همونی که مامانم گفته شرمنده اش نشو ....


قرار شد شمار و ببريم بازار ماهی فروشان .... اين هم بازار ..... اون ماهی ها رو ميبينيد ...بهش ميگن سورخو ... خيلی ماهی خوشمزه ای است کيلوئی ۲۲۰۰ تومان ... بد نيست نه؟ استخون ريز اصلا نداره و وقتی سرخ ميشه انگار پنبه است و حلوا .... نرم و خوشمزه .... چيه دهنتون آب افتاد....؟ اون خانم هم که ميبينيد احتمالا شوهرش تو خونه نشسته و داره قليون ميکشه ....؟ آخه خانم های بندری بر خلاف شهر های ديگه آم های کار کنی هستن .... باور نميکنيد که خيلی ها رو ميشناسم که شوهراشون خونه نشين هستن و خانم ها نون آور خونشون ....؟ موقعی که قشم ميرين از اين هايی که جنس قاچاق می آرن و ميبرن ... خانم ها هستن .... بقول معروف شوتی ها .... و از اين طريق امرار معاش ميکنن .... فيمينيست های محترم ياد بگيرن ... البته نه قاچاق رو بلکه کار کردنو ....؟!


ماهی رو که خريديم خودمون که تميز نميکنيم ميديم قشنگ برامون تميز ميکنن ... هر نوع که بخواهيم ... با پوست ... بدون پوست ... شکم پر .... واقعا که کار آدمو راحت ميکنن ...کافيه که بشويی و بيندازی تو ماهی تا به و تموم.....يعنی از شرمندگی شکمت درآيی ؟!


اين هم يکی از اون خانم های زحمت کش بندری .... جنب بازار ماهی فروشان يک سری هم ميوه و سبزی ميفروشن .... فصل زمستونه و فصل نارنگی و پرتغال و ليمو شيرين .... نارنگی هاش حرف نداره .... اين هم قليون سرکار خانم ميوه فروش ..... آتيشش داغه و آماده مصرف ....؟! خانم های بندری قليون زياد ميکشن ... حتی سر کار ..؟! .... خوب فعلا برای امروز بسه فعلا اين ماهی ها رو ميل کنيد با اون ميوه ها ...شکمو که خوب ساختيد ميريم جاهای ديدنی بندر ... خلاصه همه جا ميبرمتون غير از بازار ..... لطفا خانمها اينقدر غر نزنن ....؟!

 

     نظرات شما

 

Hit Counter

تعداد بازديد از وبلاگ

         نقل مطالب با ذكر منبع آزاد ميباشد