|
بيست روزی رفته بودم به استراحت مطلق ....... به معنی اخص کلمه ..... مثل
حيواناتی که به خواب زمستانی ميروند ..... و چقدر برای انسان اينگونه
استراحت ها لازم است ..... تمام پيچ و مهره های روح آدمی ريگلاژ ميشه و
سرحال آماده برای يک سال نو ...... و تلاشی ديگر و ......بگذريم .....

چقدر در اين سه چهار ماهی که دارم وبلاگنويسی ميکنم دلم ميخواست
سری به ولايت بزنم و عکسی از سبلان بگيرم و ....خلاصه به آرزويم
رسيدم .... و اونقدر از اين قله زيبا و با وقار عکس گرفتم که
دوربينم داشت ميترکيد .....؟! آخه نميدونيد که چقدر من عاشق اين
قله زيبا هستم؟ ..... نه نميدونيد! .... بايد مثل من سالها دور
اين کوه طواف ميکرديد و از جلوه های زيبای طبيعت بکر و دست
نخورده آن ديدن ميکرديد و عظمت خدا رو در اين دستپرورده طبيعت
مشاهده ميکرديد و.... اونوقت شما هم اعتراف ميکرديد که ....نه
! واقعا زيباست ...؟۱ روح من با اين قله پرورش
يافته ... رشد کرده و.... من تمام راه و رسم زندگی و تلاش را با
اين قله مرور کرده ام و چه درددل هائی که در دامن مغرور اين کوه
نکرده ام ....!

اين
قله کعبه من است قبله گاه روح من است و چه طوافهائی که دور آن
نکرده ام ؟..... درياچه بالای قله آن چاه فريادها و ناله های
شبانه من است که در تنهائی سرنوشتم در داخل آن فرياد سر داده ام
..... غار حرای من در دل اين کوه سر بفلک کشيده است ...آدرس آن
را هم بهتون ميگم .... يک جائی در نزديکی های در ه مابين خود قله
و هرم اول .... دره ای عميق و وسيع ... در ترکی بهش ميگن آچا
..... هميشه در روياهای تنهائی دقيقا به اين محل معراج ميکنم و
سر در گريبان خود با پروردگار خويش راز و نياز ميکنم .....
دوباره بر ميگردم به زندگی و روزمرگی عفن و پست ...... اصلا دست
خودم بود هيچوقت اين غار تنهائی ام را ترک نميکردم .... من که
پيامبر نيستم که بعد از الهام از جانب خدا به سوی خلق خدا سرازير
شوم و مردم را ارشاد کنم ...... خدای من به من در اين غار الهام
کرده که ...... در بيرون خبری نيست ...؟!در همين غار رويائی ات
بمان و اينجا را ترک نکن ..... ؟!جهان و هر چه در آن است را به
سياستمداران و دلادان زندگی بسپار و خودت راحت و ....بهشت تو در
اين است که سر در گريبان خود گيری و در غار تنهائی خود بمانی و
آرامش .....؟!

اين
قله معبد من .... مقصد من ..... اميد من .....کعبه من ....محل
نزول وحی الاهی در قلب من....... غار حرای من ..... عبادتگاه من
و..... خلاصه وجود و هستی من است ...... وقتی که عازم اين قله
ميشوم انگار نه که در اين جهان هستم ..... بهشتی نقد که به هيچ
بهشتی ديگر نميفروشمش ...... وقتی عازم قله هستم انگار که يک
زندگی نوئی را تجربه ميکنم ..... مروری است بر زندگی اين
جهانيم .... راه و رسم زندگی را در اين صعود باز سازی و باز
آموزی ميکنم ......
چقدر اين قله صحنه های زيبائی را جلو
ديدت قرار ميده ....؟ وقتی به دماوند ميری انگار که داری به يک
توچال ديگه قدم مينهی ولی با مسيری طولانی... يکنواخت و خسته
کننده ..... ولی سبلان اينجور نيست .... هر قدمش يک جلوه
ای و يک زيبائی متفاوتی دارد ..... البته اونهائی که عاشق دماوند
هستند بهشون بر نخوره ولی در ايران قله ای به زيبائی سبلان من
سراغ ندارم ..... ؟!

اين
هم عکسی از آبگرم گاوميش گولی در سرعين ..... گاوميش گولی به
معنی حوضچه گاوميشهاست ..... زمانی که اين تاسيسات بنا نشده بود
اين آبگرم به صورت يک حوضچه بود که اهالی محل گاوميشهای خود را
در اين حوضچه می شستند من يادمه در سرعين گاومشهای سياه و تنومند
زياد بود و سی سال قبل که سرعين حتی يک خيابان آسفالته نداشت
گاوميشها در کوچه های آن را مشاهده ميگردم ولی الان خبری از آنها
نيست .... حالا موجودات دو پا جای آنها را گرفته اند .....؟!
در ديوار اين آبگرم درشت نوشته اند که
عکاسی ممنوع؟ ..... ولی نه تنها همه عکس میگيرند بلکه فيلمبرداری
هم ميکنند ! مثل اينکه منظورشون اينه که موقعی که آبگرم زنانه
است عکاسی نکنيد ...؟! انگار مشاهده لختی پتی آقايون اشکال نداره
ولی خانمها نه...... گناه کبيره است ..... چرا اينقدر
تبعيض!!!!!!!!!!!! خانمها لطف کنند اينقدر به اين عکس نگاه
نکنند که من عصبانی ميشم آ......گناهشون بيشتر ميشه و باعث و
بانی اين گناه کبيره که من هستم اونوقت ميشم شريک گناههای شما
....؟ حال اگه ۱۰۰ نفر خانم به اين عکس نگاه کنه هر کدوم يک گناه
.... ولی من بدبخت يکصد گناه به پايم نوشته ميشه و ... بيا و تو
اون دنيا پاسخگو باش؟! ..... لذا رسما اعلام ميکنم که نگاه کردن
خانمها به اين عکس ممنوع !؟..... اگه اداره منکرات هم به من گير
بده ميگم که از قبل اعلام کرده بودم ....؟ به من چه ميخواستند
نگاه نکنند..... اصلا چطوره خانمها چشماشونو ببندند و نگاه کنند؟
...... مگه ميشه ! ..... چرا نميشه ..... در زمانهای قديم يک
حمام زنانه در شهر مون بود که موتور خونه آب گرم در اونور سالن
اصلی بود و پير مرد متصدی اين آبگرم وقتی ميخواست بره به موتور
خونه سر کشی کنه بايد از سالن حموم زنانه عمومی رد ميشده .......
داد ميزد خانمها چشماشونو ببندند که من دارم ميام
....!!!!!!!!!!!! و خانمهای حرف شنو هم چشماشونو
ميبستند و حاج آقا راحت از بين خانمهای لخت و پتی رد ميشد و به
موتور خونه سر کشی ميکرد ....!!!! ميبينيد که چشم بسته هم ميشه
ديد ؟ البته با ين تفاوت که خانمها چشماشونو ميبستند و حاج آقا
ميديد ..... ؟

و اما ماجرای اين عکس ..... يادتونه که چند وقت قبل تلوزيون
اعلام کرد که يک مجسمه موميائی شده مربوط به دوره هخامنشی در حال
قاچاق به خارج کشف شده ..... بعد هم اعلام شد که اين تابوت
موميائی شده تقلبی بوده .و...... اين حادثه در شهرمون اردبيل
اتفاق افتاده بود .... اون موقع که اخبار رو گوش ميکردم ياد اون
يک کاميون طلای قاچاق افتادم که بعدا اعلام شد که مس بوده
!!!!!!! ... گفتم نکنه اين هم مثل قبلی .... تا ينکه در اردبيل
صبح داشتيم صبحانه ميخورديم که راديو اعلام کرد که اين جسد
موميائی شده تقلبی در موزه مردم شناسی به نمايش گذاشته شده .....
سريع دوربينم را ورداشتم و خونه اعلام کردم که کی بامن مياد ....
خانم گفت کار دارم .... دختر کوچکم هم داشت کارتون ميديد ....
دختر بزرگم گفت من ميام ..... دو نفری رفتيم و برام جالب بود
اولا که از کل موزه عکس های جالبی گرفتم که سر فرصت براتون نشون
خواهم داد .... در ثانی به چشم خودم ديدم که واقعا تقلبی است و
با مهارت خيلی زيادی اونو ساخته بودند .... سازندگان اين تابوت
معلوم بود که اطلاعات تاريخی وسعی داشتند و به خط ميخی و و اثار
دوره هخامنشی وارد بودند و چقدر ظريف کاری های اين دوره رو بخوبی
نمايش داده بودن ..... يک قسمت از ديواره تابوت رو که شکسته
بودند مفتول فلزی با روکش پلاستيکی از داخل آن نمايان بود .....
اين تابوت در پارس آباد مغان ساخته شده بود و متصدی موزه ميگفت
که ۲۰ ميليون تومان هم بيعانه از دلالان عتيقه گرفته بودند و در
راه انتقال به خارج گرفته بودنش ..... به نظر من نبايد اينها رو
با اينهمه نبوغ ميگرفتند ؟!... اولا که ارز وارد مملکت
ميشد .... در ثانی چقدر اونها سر ما کلاه بذارند ... بذار ماهم
يک بار هم که شده سر امپرياليسم خونخوار ؟کلاه ميذاشتيم ..... !
البته بدبختها نمیدونستند که با يک راديو گرافی ساده ميشد به
تقلبی بودن آن پی برد ؟! بيچاره صدا و سيمای ما که بدون اينکه به
صحت اين خبر رسيده باشند اونو پخش بعد هم تقلبی بودن اونو اعلام
ميکنند و آبروی هر چه ايران و ايرانی رو ميبرند!
خيلی زياد شد ... نه .... خوب سه
هفته تعطيلی هم بايد اينقدر مشق اضافی داشته باشه .....!
|